top of page


BLOG
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یارب این قلب شناسی ز که آموخته بود


دیدار: در افسونِ این همجواریِ شگفتانگیز
ولادیمیر نابوکف ترجمه جمشید شیرانی دلتنگی، ابهام، و دلخوشی... انگار از دلِ سیاهیِ لرزانِ نمایشی در دورِ کند به روی پُلی نیمه تاریک آمده باشی. و شب جاری بود، و سکوت در جویبارهای پرنیان شناور شد تا نیمرخِِ نقابِ گرگسان پوش و لبانِ پُر طراوتات. به زیرِ شاهبلوطها، در کنارِ آبراهه، گذشتی، به غمزهای مرا فریفتی. قلبام از تو چه دریافت، چگونه مرا آنسان لرزاندی؟ در لحظهی مهربانیات، یا در جا به جا کردنِ انحنای شانههایت آیا تصویری مبهم دیدم از دیدارهای -اجتناب ناپذیرِ- دی
Jamshid Shirani
Jan 17


طلوع آمریکایی
جوی هارجو ترجمه جمشید شیرانی نفسِمان میگیرد وقتی تا محل ملاقات میدویم. تا مرزِ آوردگاهِ نیاکانمان آمده بودیم، آمادهی نبرد. اگر بی شیله پیله باشی سخت است در میخانهی سرخپوستان چند روزی دوام آوردن. امّا اگر بیلیارد بازی کنی و مِی بنوشی تا یادت باشد که فراموش کنی، کار آسان میشود. قرار گذاشتیم تا حرفهای باشیم – و شدیم. و بعضیهامان هم میتوانستند آواز بخوانند، پس طبل زنان راهِ آتش افروختهای تا آن ستارههای ستارهگون پیمودیم. میخواندیم که گناه را مسیحیان ابداع کردند و نیز
Jamshid Shirani
Jan 11


تنهایی
اِلا وییلر ویلکاکس ترجمه جمشید شیرانی بخند، و جهان با تو میخندد؛ زاری کن، و تنها خواهی گریست؛ که این کهنه خاکِ غمزده باید شادی را به وام بگیرد، امّا رنجِ را به کفایت داراست. بخوان، و کوهها با تو خواهند خواند؛ آه بکش، و هوایاش در نخواهد یافت؛ پژواکها آوای شاد را سَر زنده باز میتابند، امّا از بازگفتنِ اندوه سَر باز میزنند. شاد اگر باشی، مردم به سوی تو میآیند؛ در اندوه، امّا، روی از تو میگردانند؛ آنها پیمانهی لبریزِ دلخوشیهای تو را میجویند، امّا از رنج تو بی نیازن
Jamshid Shirani
Jan 8
مقاله


زین قندِ پارسی
جمشید شیرانی گزارش شادمانی جهان در سال ۲۰۲۴ (بررسی سال های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳) منتشر شد و بار دیگر کشورهای شمال اروپایی بیشترین میزان شادمانی و...
Mar 28, 2024


چند نکته در باره ی "بامداد در آینه"
جمشید شیرانی "جدال با خاموشی" شعر بلندی از شاملو است که تاریخ انتشارِ بیستم تیرماه ۱٣۶٣ را بر خود دارد و در کتاب مدایح بی صله به چاپ...
Mar 16, 2024


نگاهی بر "ترانه ی اشک و آفتاب" از احمد شاملو
جمشید شیرانی ــ دریا دریا چهت اوفتاد که گریستی؟ - تاریکتَرَک یافتم از آفتاب خود را. ــ پیسوزِ اندیشه را چهت اوفتاد که برافراشتی؟ ــ...
Feb 13, 2024


جاده ی زرّینِ سمرقند
جمشید شیرانی چه زودشکن است حافظه - رخشه ی مِهرتافته بر تَلِ تاریک. (کِلِر هولتام) جیمز (هرمان) اِلروی فِلِکِر (١) تنها سی سال زیست....
Jul 8, 2023


افسانه بی نام
جمشید شیرانی در انتظارِ واژه، سَحَر می شود. لوحِ سپید، بر می آید شُسته، به شبنم و باران، آینه ای پرداخته... آه! تو باز نخواهی آمد،...
Jul 16, 2025


نمی پُرسم چرا
جمشید شیرانی نمی پُرسم چرا، چون زمانِ چون و چرا نیست رود می خروشد و در بِستَرَش مجالِ سِیر و تماشا نیست بگیر و رها کن بی آن که بنگری بی...
Apr 2, 2024
اشعار


سرودی برای پیکرهای اُفتان
کارولینا هاچندانی ترجمه جمشید شیرانی گذشته را برای دلگرمی فرا می خوانم. رویدادها از خود فراتر می روند. که روزی بی هیچ سود و زیانِ فردیِ...
Aug 3, 2025


دو ملیّتی (تابعیتی): یک داستان اخلاقی
زهرا شیراک ترجمه جمشید شیرانی جوراب ها سرخ با ستاره ی سپیدی در هلالِ ماه کفش ها سیاه سرخ طلایی برای بسیاری مثالِ پایی گرم است در سرمای...
Aug 3, 2025
ترجمه شعر
ترجمه مقاله


شعری دیگر
خوزه امیلیو پاچِکو در ادای احترام به اُکتاویو پاز ترجمه جمشید شیرانی نمی دانم، حالا که بار دیگر به نظر می رسد که شعله های آتش همه چیز را...
Mar 1, 2024


شعری دیگر
خوزه امیلیو پاچِکو در ادای احترام به اُکتاویو پاز ترجمه جمشید شیرانی نمی دانم، حالا که بار دیگر به نظر می رسد که شعله های آتش همه چیز را...
Feb 24, 2024


شعر پیشگویانه ی تراکل۱
کارولین فورش۲ ترجمه جمشید شیرانی گئورگ تراکل، که می توان او را نخستین شاعرِ اکسپرسیونیست آلمان دانست، سرودن شعر را در سال ۱٩۰۴ در سن هفده...
Dec 10, 2023


ترانه ی ناتمام
آوای تبعید - دوم فروردین هزار و چهاصد و دو جُون تِرنِر خارا (Joan Turner Jara) ترجمه جمشید شیرانی تقدیم به توماج صالحی ماهها و شاید...
Mar 19, 2023


شاعر و فرشته ی الهام بخش (۱)
نویسنده: آنگِلا فُن دِرلیپه ترجمه: جمشید شیرانی تقدیم: به نسرین ترانه ی عاشقانه چگونه بپایم جانم را، تا آنِ تو را بِنیازارد؟ چگونه از...
Jan 13, 2023


ترجمانِ جلال (٢۳): زندگی و رنج های جلال آریان
جهان گذران ما ز غفلت رهزنان را کاروان پنداشتیم موجِ ریگِ خشک را آبِ روان پنداشتیم شهپرِ پرواز ما خواهد کفِ افسوس شد کز غلط بینی قفس را...
Apr 21, 2023


ترجمانِ جلال (۱۰): زندگی و رنج های جلال آریان
معراجنامه ی جلال نامه مرا به غرقاب اندیشه فرو برد. زندگی جلال حسابی مرا نگران کرده بود. چه شلغم شوربای غریبی از یک معراج که عمده زمان آن...
Apr 16, 2023


ترجمانِ جلال (٥): زندگی و رنج های جلال آریان
لسان الغیب تقریباً یک سال از جلال خبری نداشتم تا آن که در آذرماه ١٣٣٦ نامه ی مفصلی از او دریافت کردم. در این مدت اتفاقات زیادی در زندگی...
Apr 16, 2023


ترجمانِ جلال (۲): زندگی و رنج های جلال آریان
یک اشاره: روی دوست ز روی دوست دلِ دشمنان چه دریابد؟ چراغِ مُرده کجا، شمعِ آفتاب کجا (حافظ) آن چه در ادامه می آید همه پیش از مرگ...
Apr 16, 2023


خیال ناب (بخش چهارم - مصاحبه و یادداشت ها)
متنِ گفتگوی رادیو برلن با گوتفرید بن - ١٩٣٠ آیا شاعران می توانند جهان را تغییر دهند؟ پرسش: شما درمقاله های بسیاری چنین نوشته اید: شاعر...
Jan 19, 2023
کتاب


راهِ ورود
راینر ماریا ریلکه ترجمه جمشید شیرانی هر که هستی، شبی از شبها گام برون نِه از خانهای که نیک میشناسیاش فضایِ گسترده در این نزدیکی است؛ خانهات درست در جاییست که [این فضا] آغاز میشود، هر که هستی. چشمانت به دشواری از آستانهی نشیب دل میکند، امّا با چشمهایت نرمک نرمک درختی تیره را برمیکشی، تا برآید در برابرِ آسمان: تکیده، تنها. با همین است که جهان را آفریدهای. جهان بیکرانه است همچون واژهای که هنوز میبالد در سکوت. درهمان لحظه که ارادهات آن را به چنگ میآرد، چشمانت
Jan 5


فهرست تلفات
ماری کارولین دیویس ترجمه جمشید شیرانی هماره در دیدگانِ مادر انتظار بود، تشویش و بُهت و پندار، در روزهای بلند و پَسانیمروزهای بلندتر، کُندتر، و ساکن، که گویا هرگز خیالِ رفتن ندارند، و شب، که او می نشست و به گفت و گپِ خودمانیِ ما گوش می سپرد، در حالِ بافتن. و روزهای تیره و بارانی، و نامناسب برای بیرون رفتن از خانه، که میایستاد در کنار پنجره، و به بیرون خیره میشد و میلرزید، در حالی که قطره های لیزِ باران به هم میپیوستند تا رودی بسازند که توفان وار، از شیشه ی پنجره پایین بریز
Dec 11, 2025


نقشه بر علیه لندهور
والاس استیونز ترجمه جمشید شیرانی دختر اول کله پوک که از راه برسد، تا تبرش را تیز کند، خودم را میرسانم، عطرهای دلنشین میپراکنم از شمعدانیها و گلهای بکرِ تا او را مجاب کنم. دختر دوم من نزد او میروم، با کمانِ پردههای رنگ افشان با نقشهایی به ریزیِ اَشپَل این رشتهها شرمگینش میکنند. دختر سوم اوه، آن… فلکزده! من نزد او میروم، با ستایشی گزاف، آنگاه گوش به من خواهد سپرد. در گوشش زمزمه میکنم حروف لبیِ آسمانی را در جهانی از واجهایِ گلویی و همین او را از پا در خواهد آورد.
Dec 6, 2025


آبگاه
جمشید شیرانی برای کورینا به برکه می روی این بار بی کلاهی بر سر که باز نخواهی آمد روز با تو در آبگیر فرو خواهد خفت و در هُرمِ برکه نَفَس آب خواهد شد کلامِ آخرینت حبابی به هیبتِ فریاد است ماهی از چشمه ی چشمانت زلال ترین نگاه را خواهد نوشید و از لبانِ گلگونت بوسه خواهد چید و در بهار نیلوفرهای سرخ از گونه های تو خواهد رُست کدام صدف مرواریدهای دهانت را در دفینه پنهان خواهد کرد در دقیقه ی بدرود؟ Pond Jamshid Shirani for Corina You step into the pond- this time not wea
Oct 25, 2025


چرخ آتشین
برگردان از جمشید شیرانی خسته از چرخش خویش، رنجه از تکاپوی بیتابِ خود، در حسرتِ بازآوردنِ دردِ پیرامون - از محیطی که منگِ شتاب است - به...
Oct 11, 2025
bottom of page


















