طلوع آمریکایی
- Jamshid Shirani
- Jan 11
- 1 min read

جوی هارجو
ترجمه جمشید شیرانی
نفسِمان میگیرد
وقتی تا محل ملاقات میدویم.
تا مرزِ آوردگاهِ نیاکانمان
آمده بودیم،
آمادهی نبرد.
اگر بی شیله پیله باشی
سخت است
در میخانهی سرخپوستان
چند روزی
دوام آوردن.
امّا اگر
بیلیارد بازی کنی
و مِی بنوشی
تا یادت باشد
که فراموش کنی،
کار آسان میشود.
قرار گذاشتیم
تا حرفهای باشیم –
و شدیم.
و بعضیهامان هم
میتوانستند آواز بخوانند،
پس طبل زنان
راهِ آتش افروختهای
تا آن ستارههای ستارهگون
پیمودیم.
میخواندیم
که گناه را
مسیحیان ابداع کردند
و نیز شیطان را.
ما کافربودیم،
امّا
باید از دستِ آنها
نجات مییافتیم -
هر چند بعید بود.
میدانستیم
در این روایت
همه خویشاوندیم؛
کمی مِی میتوانست
تاریکی را روشن کند
و شوق رقصیدن
به ما بدهد.
ما هم در پیدایش
موسیقی بلوز و جاز
سهمی داشتیم،
این را در ژوئن
به پوئبلو
میگفتم،
حالا چهل سال
گذشته
و ما هنوز
به دنبال عدالت هستیم.
هنوز هم آمریکا هستیم.
شایعاتِ نابودیمان را
شنیدهایم.
آن [شایعه] ها را
به بیرون
تُف میکنیم.
به زودی
خواهند مرد.




Comments