top of page

تنهایی

  • Writer: Jamshid Shirani
    Jamshid Shirani
  • 3 days ago
  • 1 min read























اِلا وییلر ویلکاکس

ترجمه جمشید شیرانی


بخند، و جهان با تو می‌خندد؛

زاری کن، و تنها خواهی گریست؛

که این کهنه خاکِ غم‌زده باید شادی را به وام بگیرد،

امّا رنجِ را به کفایت داراست.


بخوان، و کوه‌ها با تو خواهند خواند؛

آه بکش، و هوای‌اش در نخواهد ‌یافت؛

پژواک‌ها آوای شاد را سَر زنده باز می‌تابند،

امّا از بازگفتنِ اندوه سَر باز می‌زنند.


شاد اگر باشی، مردم به سوی تو می‌آیند؛

در اندوه، امّا، روی از تو می‌گردانند؛

آن‌ها پیمانه‌ی لبریزِ دل‌خوشی‌های تو را می‌جویند،

امّا از رنج تو بی نیازند.


شاد باش، و یارانت بی‌شمارند؛

افسرده باش، و جمله را از کف خواهی داد، -

هیچ‌کس شهدِ شرابت را پس نخواهد زد،

اما زهرِ زندگی را تنها باید چشید.


در ضیافت، سرسراها لبریز می‌شود؛

روزه برپا کن، و جهان بی‌اعتنا خواهد گذشت.

کامیاب باش و هدیه کن، و زندگی‌ات را یاری می‌دهد،

امّا هیچ‌کس در مرگ یاری‌ات نخواهد کرد.


همیشه جا در تالارهایِ شادی به جاست

برای کاروانی بزرگ و باشکوه،

امّا یک به یک باید همه بگذریم

از دالان‌های تنگِ درد.


 
 
 

Comments


bottom of page