top of page
  • Jamshid Shirani

مِه
















جمشید شیرانی


روزِ یادبود،

آخرین دوشنبه از

ماهِ مِه آلود،

دشتی از خاموشیِ سنگین

آرام، متین

با سنگپاره های گران

بر شانه های سلحشوران،

جان های ناتمام.

: "جهان

خزانِ مردمان است،

بی یادبود،

بی شُکوه."

باد،

تمامِ یادگارها را

به ابر می سپُرد

تا مرگ، دوباره

ببارد

بر دشت های خاموش

بر کوه های عریان

بر رودهای خونین

بر شهرهای متروک

در بهار،

به تابستان،

در خزان،

و در

زمستان.

گورستان های ناتمام

در شامِ یادبود

سنگرِ بی نشانِ

جنگاوران

است.

Comments


bottom of page