top of page
  • Jamshid Shirani

آشنا

Updated: Dec 31, 2023








جمشید شیرانی

در سوگ داریوش


آوای تبعید - اول آبان هزار و چهارصد و دو

http://avaetabid.com/?p=4996

نامت تمامی داریوش های جهان

امّا

چهره ات یگانه بود.

رخسارِ آفتاب سوخته

را

به تماشای سُربیِ دریا

می بُردی

در آن سوی دشت های سُرخ

و

درّه های مِه آلود

و

خلنگزارهای خاموش

که نفس در سینه حبس کرده بودند

انتطارِ سواری را

که به دیدار دریا

می شتافت

بر

اسبی،

- اسبی از خاکستر

با

یالی از آتش -

و سایه ای

که بالِ مرغکِ باران است.

می پُرسم از کجا

می آیی؟

می گویی

از کجا نه،

از چگونه می آیم

از چرا

و

بی درنگ

در خَمِ جاده

نهان می شوی

و

نامت را

با خود می بری

بر تَرکِ آتش و خاکستر

و

می سپاری

چهره ات را

به این سنگ نگاره - نقشِ برجسته -

در دلِ

این کوه.

Comments


bottom of page