top of page
  • jshirani1

پرتابه های پُر شتاب


http://avaetabid.com/?p=4341 آوای تبعید - سوم اریبهشت هزار و چهارصد و دو









تا دَمی بیآرَمد،

این دریچه

چشم به راهِ غروب است.


بگذار ننگرم

ای پَردهْ-پلکِ خواب

خورشیدِ دَر نشسته به خون را.


با مردمانِ خسته

این دریچه ی هر روز

قابِ گدازه ی آتشفشانی ست

با

فوّاره های سرخ،

توده های گدازان و

شهابه های اخگرِ گلرنگ

و

شب...

دود است و

خاکپشته ی خاکستر

و

سنگِ سیاهِ سرد

با حفره های ژرفِ درونش

در اصابتِ اجسامِ پُر شتاب!



Projectiles in fast motion

Jamshid Shirani


For a moment of calm,

This window

Is awaiting the sunset.


“Let me not see upon,

Oh! the curtain-eyelid of gaze,

The blood-stained sun”.


With the tired eyelids,

This window is every day

A glass frame for a volcano,

With red fountains,

Pouring masses of lava,

And fiery shooting-star flashes.

Then at night…

There is smoke and

Heaps of ash,

And the cold black igneous rock,

With deep hollows inside,

Upon impact of fast-moving objects!

Comments


bottom of page