top of page
  • jshirani1

پرتابه های پُر شتاب آوای تبعید - سوم اریبهشت هزار و چهارصد و دو

تا دَمی بیآرَمد،

این دریچه

چشم به راهِ غروب است.

بگذار ننگرم

ای پَردهْ-پلکِ خواب

خورشیدِ دَر نشسته به خون را.

با مردمانِ خسته

این دریچه ی هر روز

قابِ گدازه ی آتشفشانی ست


فوّاره های سرخ،

توده های گدازان و

شهابه های اخگرِ گلرنگ



دود است و

خاکپشته ی خاکستر


سنگِ سیاهِ سرد

با حفره های ژرفِ درونش

در اصابتِ اجسامِ پُر شتاب!

Projectiles in fast motion

Jamshid Shirani

For a moment of calm,

This window

Is awaiting the sunset.

“Let me not see upon,

Oh! the curtain-eyelid of gaze,

The blood-stained sun”.

With the tired eyelids,

This window is every day

A glass frame for a volcano,

With red fountains,

Pouring masses of lava,

And fiery shooting-star flashes.

Then at night…

There is smoke and

Heaps of ash,

And the cold black igneous rock,

With deep hollows inside,

Upon impact of fast-moving objects!


bottom of page