top of page
  • jshirani1

مام وطن

Updated: Jan 7


جمشید شیرانی

پژواک ایران – چهار شنبه سی ام مه ۲۰۱۸


خــــاكــــــم به سر ، زغصه به سر خاك اگر كنم

خـــــاك وطن كه رفت ، چه خاكي به سر كنم ؟ (میرزاده عشقی)


هان! مامِ وطن را بنگر بهر حراج است

نيميش به تاراج و دگر نيمه خراج است

دل داده به بيگانه و تن داده به دزدان

دندان به گرازان، كه همه گوهر و عاج است

موی اش به کفِ تُرک و لبش بر لبِ فغفور

چشمش بَرِ روس است و بناگوش ز راج است

از بصره به مشهد رود آن شيخ عراقى

زیرا به حرم مام وطن نذرِ سراج است

چشمم چو خزر خشک شد از گریه و زاری

زاین غصه که مام وطن ارزانیِ حاج است

اين بى صفتان خاك وطن را بفروشند

خاكى كه از آن رونقِ عمامه و تاج است

ای مامِ وطن خالْ بپوشان که حریصان

دانند كه اين دانه دوايست و علاج است

آن مرمرِ سینه به کفِ دست نهان کن

تا بو که ندانند چه الماس و زجاج است

رفتی به کنیزی تو به شامات و فلسطین

بانوی جهانی و نه این بر تو رواج است

بردند دلت را و شکستند سرت را

وآن پیکر عیساوش تو بر سر خاج است

زادی تو هیولا و هیولات تبه کرد

ای مام چه کردی که هیولات نِتاج است

برگى دگر افتاد ز پاييز تو هیهات

تقويم تو سودازده و خشك مزاج است

Comments


bottom of page