top of page
  • Jamshid Shirani

شقایق















جمشید شیرانی


وطنا! به قلب من عشق تو

غزلی ز قولِ شقایق است

که به قطره قطره ی حسرتش

اثری ز ِداغِ حقایق است

به کجا برم دل تشنه را

که از آب چشمه نمی خورد

چه کنم ملامت آن که او

به شرابِ لطف تو عاشق است

مَنِگر به گونه ی سرخ من

که به خون دل دهمش جلا

به پیاله ام بِنِگر که پُر

ز هوای تلخ دقایق است

به کمند سبزِ حکایتی

به زمین عشق تو بسته ام

نَبَرد صبا دلم ار چه او

به مَثَل نسیم موافق است

Comments


bottom of page