top of page
  • Jamshid Shirani

روز عشاق


















با الهام از غزل شماره هجده ویلیام شکسپیر



روز تابستان نمی خوانم تو را

زآن که والاتر از آنی دلبرا

چون توانم گفت همسانی تو با

آن چه جز یک دم نمی ماند به جا

گُلبُنِ اردیبهشت و فَروَدین

رفت خواهد همره بادِ صبا

چشمِ خورشید ار چه می تابد زمهر

گاه می سوزد نگاهش غنچه را

دستِ پُر مهرِ طبیعت گاه نیز

خالی است از هدیه ی لطف و صفا

لیک شعر من که جانش روی توست

هست تصویر تو را رازِ بقا

آینه، جان است تصویر تو را

همچو تمثالِ تو جان آیینه را

Comments


bottom of page