top of page
  • Jamshid Shirani

خفتن در آب

Updated: Oct 7, 2023








جمشید شیرانی

برای سراج


جهانم،

تلِ خاکستری بود

تفته

بر گدازه ی آتشفشان

و پریشیده

در توفانِ شومِ عصیان.

***

نطفه ی کابوس

در زهدانِ خونینِ هذیان

بودم

تا

در آتش دیده بگشایم

و

تشنه

در شورآبه چشم فروبندم

عریان.

***

حسرتِ تاریخ

پنجه در گلوگاهم فشرد

تا

تاریخِ حسرت

دمی بیاساید.

***

حیرتِ تاریک

سایبانی شد

بر حنجره ی فریادم

در پستوی بی دریچه ی

نسیان.

نسیانِ کور

نسیانِ خاکِ خاموش

نسیانِ آسمانِ تیره

و نسیانِ آب در دگردیسی بی پایان.

***

جفتِ تیره ی کابوس

حفره های قلبم را

از خونِ لخته

بیانباشت

تا

خفتن

در آب

تا خفتن

در آه.

Comentarios


bottom of page