top of page
  • Jamshid Shirani

برای کولی آوازه خوان (۱)



















جمشید شیرانی


(۱)

تنها

برای خواندن یک ترانه ی غمگین

یک سرودِ گلگون

تنها

برای زمزمه ی کلامی موزون

همراهِ نایِ چشمه چشمه،

هدیه ی ققنوس،

خوابگردِ تنها

گام نهاد به راه

و برف

آب شد به زیر گام های بلندش.

لب فروبست

تا

ترانه مجالِ سخن یابد

با

سرودِ سرکشِ عصیان

در سماعِ صامتِ خاموشان.

(٢)

شبگردِ نیلفام

بر پشتِ بام

در نورِ ماهِ پنهان

پروازِ سایه های صدا شد

و عشق به زیرِ نم نمِ باران

بر شیروانی عریان

بوته ی گلِ سرخی،

تا نای چشمه چشمه

بنشیند

نارام،

به زیرِ چترِ همکلامیِ مهتاب.

(۳)

هوای ساز و ترانه

نفس زد

در سکوتِ سایه های سیاهی

با تارهای صوتی همراهی

و آه!

سَرِ ترانه خوانِ کولیِ رامشگر

به سبکباری

بر بسترِ رودِ خروشان

گذشت

تا

قطره

قطره

رود

شورِ ترانه شد

در اوج و موجِ گوشه ی عشاق.

Comments


bottom of page